السيد هاشم الناجي الموسوي الجزائري ( مترجم : مؤلف )
186
حمايت از حيوانات در اسلام ( فارسى )
جابر گفت : بهمراه شتر به راه افتادم تا به محل زندگى بنى حنظله رسيدم . و پس از آنكه صاحب شتر را يافتم او را به نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آوردم . پس از اينكه او به نزد پيامبر صلى الله عليه و آله رسيد حضرت به وى فرمود : اين شتر مرا از چگونگى رفتارت با آن . مطّلع ساخته است . آن مرد گفت : اين شتر عصيانگرى كرده بود . و به همين جهت آن را دو شب گرسنه گذاشتهايم . در اين هنگام حضرت آن مرد را با شتر روبرو كرد . و به شتر فرمود : بهمراه صاحب خود برو . آنگاه شتر در حالى كه رام شده بود پيشاپيش صاحب خود به راه افتاد . سپس صاحب شتر به حضرت گفت : اين شتر را بخاطر حرمت شما آزاد مىكنم . و پس از آنكه شتر آزاد شد در ميان بازار مىگشت . و مردم مىگفتند : اين شتر آزاد شدهء پيامبر است « 1 » .
--> ( 1 ) - ( قال جابر الأنصاري رحمه الله : جاء جمل إلى رسول اللَّه صلى الله عليه و آله ) : يحرّك شفتيه . ثمّ أصغى صلى الله عليه و آله إلى الجمل و ضحك . ثمّ قال صلى الله عليه و آله : هذا يشكو قلّة العلف و ثقل الحمل . - يا جابر - إذهب معه إلى صاحبه . فأتني به . قلت : - و اللَّه - ما أعرف صاحبه . قال صلى الله عليه و آله : هو يدلّك . قال : فخرجت معه إلى بعض بني حنظلة و أتيت به إلى رسول اللَّه صلى الله عليه و آله . فقال صلى الله عليه و آله : بعيرك هذا يخبرني بكذا و كذا . قال : إنّما كان ذلك لعصيانه . ففعلنا به ذلك ليلتين . فواجهه رسول اللَّه صلى الله عليه و آله و قال : انطلق مع أهلك . فكان يتقدّمهم متذلّلًا . فقالوا : - يا رسول اللَّه - أعتقناه لحرمتك . فكان يدور في الأسواق . و الناس يقولون : هذا عتيق رسول اللَّه صلى الله عليه و آله ( مناقب آل أبي طالب عليهم السلام ج 1 ص 133 ) .